مرتضى راوندى
138
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
حملهء مغول ، مدتها در كشورهاى مغلوب و بلاديده ، اثرى از فعاليتهاى اقتصادى به چشم نمىخورد . از عهد قوبيلاى ، از بركت امنيت و آرامش نسبى كه در منطقهء وسيع امپراتورى مغولان پديد آمده بود جنبشهاى اقتصادى و تجارى در زمينههاى مختلف پديدار شد . ماركوپولو در سفرنامهء خود ، از فعاليتهاى مختلف اقتصادى در سرزمين چين و ديگر كشورهاى آسيا و خاورميانه سخن مىگويد ، مخصوصا خاطرنشان مىكند كه « براى اداره كردن اين تجارت عظيم ، در داخل كشور ، و براى ترتيب امور بازرگانى با هند و جزاير « انسولند » ( اندونزى و فيليپين ) مؤسسات بسيار مهم و مقتدر راهنمايى تأسيس شده بود كه با مؤسسات مشابه آن در ايالات فلاندر و فلورانس ، رقابت مىنمود . » ماركوپولو از وضع مساعد بازرگانان ياد مىكند : « بازرگانان و زنان و وابستگان آنها در نهايت تنعم زندگى مىكنند . پول كاغذى باعث تسهيل معاملات است ، و مردم در خريد و فروش بين « زرسره » با پول كاغذى ( اسكناس ) امتيازى قائل نيستند . كشتيهاى تجارى از هند ، انواع ادويه ، مانند فلفل و زنجبيل و دارچين وارد مىكنند . مغازههاى پكن مملو از انواع منسوجات و ابريشمهاى رشته و نرشته و پارچههاى ابريشمى و زربفت بسيار مجلل است . روزى نيست كه هزار گردونه ابريشم وارد اين شهر نشود ، و با آن ابريشمها مقادير بسيارى منسوجات زرين و پارچههاى ابريشمى تهيه نگردد . منسوجات ابريشمى ، نه تنها براى جزاير اندونزى و فيليپين بلكه به ممالك اسلامى نيز صادر مىشود . » و به همين جهت بود كه جمعيت زيادى مركب از تجار عرب و ايرانى و مسيحى در آنجا زندگى مىكردند . در دورهء هلاكو ، روابط تجارى بين چين و ايران وسعت گرفت . از چين ، منسوجات ابريشمى و ظروف چينى وارد ايران مىگرديد و در مقابل از ايران ، قالى و زين و برگ و آلات و ابزار سوارى و اسلحه و اشياء مفرغى و ميناكارى را به چنين صادر مىكردند . « 1 » در پايان قرن سيزدهم ، دو راه بسيار طولانى مغرب زمين را به شرق دور متصل مىكرد : اول راه قبچاق تا شهر « توئن هوانك » ؛ تجار ژن و ونيز پس از عبور از شبه جزيرهء كريمه ، از طريق شط ولگا و اترار ، واقع در ساحل سيحون ، به طرف مغولستان و قراقوروم رهسپار ، و از آنجا بسوى پكن سرازير مىشدند . راه ديگرى نيز بود كه از طرابوزان و سواحل درياى سياه شروع مىشد و از سوريه و آسياى صغير مىگذشت و پس از عبور از تبريز ، قزوين ، رى ، مرو سمرقند ، تاشكند ، كاشغر به « توئن هوانك » مىرسيد . از اين راهها ، شرق دور با اروپا مرتبط مىشد . مىتوان گفت حملهء مغول با تمام خرابيها و زيانهايى كه ببار آورد ، موجب گرديد كه چين و تركستان و ايران و روسيه در زيرلواى يك امپراتورى عظيم قرار گيرد ، و از يك « ياسا » و مقررات سخت و خشنى كه بوسيلهء پادشاهان تحميل شده بود تبعيت كنند ، و مأمورين ، مراقب امنيت راهها و ايمنى كاروانها و مسافرين باشند . به اين ترتيب ، با راههاى زمينى و دريايى امن و آرام ، روابط بازرگانى بين اروپا و شرق دور برقرار مىشود . در اين امپراتورى وسيع ، تمام اديان و مذاهب ، كمابيش از آزادى برخوردار بودند . « 2 » در حوزهء قدرت مغولان ، وضع پست و چاپار نيز رضايتبخش بود « اودوريك » از حسن اداره و ترتيب پست در امپراتورى مغول صحبت مىكند . چاپارها با نهايت سرعت بر روى اسبها يا اشتران سريع السير سوارند ، و چون به نزديك منزل ( يام ) مىرسند ، در نفيرى كه همراه دارند
--> ( 1 ) . ر ك : رنه گروسه ، امپراتورى صحرانوردان ، ترجمهء عبد الحسين ميكده ، ص 512 - 511 . ( 2 ) . ر ك : همان . ص 516 - 514 .